دیروز ما همگی جمع بودیم دور هم بعد بچه ها گفتن بریم وسطی بازی کنیم منم به پسرم گفتم میخوام بازی کنم حوصلم سررفته بعد عروسم برگشته میگه مامان شما میتونی بدویی گفتم اره چرا نتونم مگه من چندسالمه اخه همش ۳۷ سال سن دارم هنوز خودم بچهام بعد پوزخند زد رفت منم ناراحت شدم ازش . بعد همش به من بگید تو با عروست رقابت میکنی🖤
میگم چرا حس میکنی افتخاره ک ۳۷ سالته و عروس داری؟ همش تاپیک میزنی ک خوشگل و جوونم عروسم حسودیش میشه ب من و این حرفا . ب نظر من شما ب بلوغ فکری برا ازدواجم نرسیدی چه برسه عروس دار شدن.