مادر شوهرم پرسید امروز چن شنبس منم گیج منگ از خواب پاشدم گفتم چهارشنبه اصلا حواسم نبود خواب بودم
بیشعور از خواب پاشد گفت مامان چرا از هر احمقی میپرسی چند بار بهت گفتم شنبس😐💔 ما باهم صمیمیم شوخی میکنیم ولی رسما رید بهم
حالا نمیخوام مثل بچه ها شوهرمو یا بقیرو به جون هم بندازم مقصرم بشم فقد میخوام دیگ باهاش حرف نزنم اصلا اون موقعم صداش زدم گفتم خیلی ادم بیشعوری هستی😐 ولی اصلا دلم خنک نشده من اینقدر باهاش خوب رفتار میکنم هار شده