بچه ها من ۲۲سالمه الان از سن ۱۸_۱۹سالگی خاستگار داشتم در حد ۵تا اینا
توی محل کارم که هستم خانومایی که میان اونجا بیشتراشون بهم گفتن خوشگلی و از ظاهرم تعریف کردن و چند تاشونم برای کسی منو خاستگاری کردن حتی دکتری که اونجا پیشش کار میکنم بهم گفت که اینجا هر ماه یه خاستگار برات پیدا میشه
سر یه موضوع ولی اعصابم خیلی خورده من توی دانشگاه رو یکی کراش دارم فقط یه بار اومد سر کلاس بغلم نشست همیشه ام سر کلاسا با من ماسک داره تو صورتش ولی جلو بقیه نداره از یه طرف دیگه ام اصلا نیومده حرفی بزنه بهم
از یه طرف دیگه ام توی همین مطبمون یه دندون پزشکه هست که ۳۱سالشه دوست صمیمی دکتر خودمونه دفعه اولی که اومده بود توی مطبمون وسط حراحی که رفتن باهم یه چایی بخورن باهم تو اتاق اروم حرف میزدن حتی یه جاام من خودم شنیدم که دکتر خودم به دندون پزشکه گفت نمیدونم چند سالشه البته دکتر خودم تا اونجایی که من فهمیدم نمیدونست واقعا چند سالمه
یه دختره اومده بود تو مطبمون که قیافش واقعا معمولی بود حسابدار بود و سنشم بالا بود شنیدم که دکتر خودم داشت ازش خاستگاری میکرد برای دندون پزشکه
بچه ها نمیخوام بگم اون باید منو حتما بخواد ولی اخه وقتی اینهمه تو مطب از من تعریف میکنن و خود دکترم بهم میگه در ماه یه خاستگار داری چرررااا خدایی با این وجود یه دختر دیگه رو برای دندون پزشکه خاستگاری میکنه!!
چرا منو تا حالا معرفی نکرده بهش؟
اون روزیم که بود دندون پزشکه فقط من بودم تو اون مطب و یه پیرزنه ولی رفته بودن تو اتاق یواشکی و اروم باهم داستن حرف میزدن بخدا
خیلی ذهنم درگیره بچه ها اخه من از اون دختره چی کم داشتم که اونو میخواست خاستگاری کنه ولی به من چیزی نگفته فعلا
اون روزم اروم حرف میزدن تو اتاق باهم فقطم من شنیدم که دکترم گفت نمیدونم چتد سالشه که اونم کفت مگه میشه!!