من واقعا شوهرم ادم خیلی خوبیه دوسال دوست بودیم الان ده ماهه عقدیم تاحالا ن چیزی واسم کم گذاشته نه حتی جلو خانواده خودش و نه خودم گذاشته حتی یه نفر به من توبگه هرکیم چیزی گفته حتی مادرخودش بلافاصله جواب داده.ولی متاسفانه یه مادر داره پسته به معنی تمام.مادرش زندگیشو خلاصه کرده تو خواهربرادراش ک ۲۴ی با اونا باشه و تو همه کارهم نظربدن و دخالت کنن.شوهرمن خیلی کم میرع و میاد باشون اما این وسط مامانش میخوادشوهرمنم بکنه حمال خانواده خودش مثلا از کار میاد خستس چندباری خونشون بودم دیدم ب زور میگ برو فلان کارا برا دایی بکن یا برو خاله را ببر بیار بچه ده ساله را ببر تاب بده و هزار چیز دیگ شوهرمم بهش گفته نگو نخواه ب من چ ولی انگار نمیفهمه گوش نمیده یا مثلا شوهرم میخواد بیادپیش من مثل امشب مهمون ک میاد به خاطر اینکه نیادپیش من مشغول هزارکار میکندش.الان امشبم قراربود بیاد پیش من ولی داییش رف اونجا اونم نیومد با اینک حال من اعصابی خراب بود منم شدید باهاش دعواکردم....الان نمیدونم از دست مامانش چیکار کنم😭😭😭😭میخواد اولویت پسرش باشع فک و فامیلش مثل خودش
دقیقا همینه لقمه تو دهنشو درمیاره بگه بدم بچه خواهربرادرام
مامان منم تو بچگیام تا رسیدم به سن نوجوونی اینطور بود خیلی مارا له کرد بخاطر خواهر برادراش و خانواده خودش،تا بعد دونه دونه اینقدر بهش نازو زدن و دلشو شکستن تا کم کم عقلش سر جاش امد،اما هنوزم دستشو عسل میکنه میذاره دهنشون گاز میگیرن بدجور باز بهشون رحم میکنه،از خاله دایی هام متنفرم
کاش شاغل باشی که در طول روز خونه نباشی و کمتر ببینیش... بازم میگم، خداروشکر شوهرت از اونا نیست که در ...
شاغل نه ولی کارتولیدی داریم من نمیرم.هرروز هفته خواهربرادر زندگیاشونا ول میکنن جمع میشن دور هم یعنی خواهربرادر مادرشوهرم من دوباری گفتم من اهل رفت امدنیستم الانشم نمیرم بیام شوهرمم هی میگ جلو من ب مامانش ک مگه میخای هرروز بیایی پایین نمخاد هفته ای یه بارو ایین حرفا.امیدوارم مرسی گلکم