پسرخالم داشت تعریف میکرد تو یکی از پارکای شهرمون بوده
ی دختر خانوم از تو پارک داشته میرفته خونش یهو پنج شیش تا پسر ریختن سرش کتکش زدن پولو گوشیشم بردن بعد افتادن دنبال دختره
دختره ک داشته فرار میکرده چادرش زیر پاش گیر میکنه روی اسفالت کشیده میشه تموم زانو هاش زخم میشه
پسر خالم رفته کمکش کنه جیغ زده نیا جلو
پسر خالمم از ترس نرفته جلو
چقدر دنیا بد شده