خانم ها هر کس در این رابطه چیزی میدونه لطفا راهنمایی کنید
من دوساله ازدواج کردم و این مدت خیلی از لحاظ روحی توی تنگنا بودم
غریب هستم توی محل زندگی همسرم و طبقه بالای مادرشوهرم زندگی میکنیم.
با کسی اینجا دوست نیستم و رفت و آمدی ندارم
محل کوچیک هست و بیرون هم نمیرم حتی در حد یه خرید ساده هم بیرون نمیرم و معمولا لیست مینویسم ماهی یه بار میریم خرید یا همسرم خودش میگیره.
تمام طول روز تنهام و حتی وقتی همسرم میاد هم اون با گوشیش سرگرمه و شاید چندتا جمله هم باهم صحبت نکنیم.
تمام این دوسال همه جوره حتی با دعوا از همسرم خواستم برای منم وقت بزاره و خونه میاد جای گوشیش به منم توجه کنه اما همیشه فضای مجازی رو ترجیح داده.
همیشه این حس رو دارم که دوستم نداره و از ترس آبروریزی طلاق مجدد با من زندگی میکنه(همسرم ازدواج دومشه و من اول) بارها بهش گفتم ثابت کن دوستم داری اما همیشه میگه نمیدونم باید چه کار کنم. مناسبت ها هم که اصلا بهم تبریک هم نگفته درحالیکه اولین تولدم و روز زن ازش توقع داشتم یه ذره توجه کنه بهم. مشاور هم با هزار هزار اصرار من سه جلسه رفتیم که خب به خاطر مسائل مالی و وقتش دیگه ادامه نداد.
حس میکنم دچار افسردگی شدم و از طرفی همسرم زود انزالی داره (حدود دو دقیقه میشه کلا) و نمیدونم این دوتا موضوع بهم ربط دارن یا نه؟ آیا ممکنه این همه بی قراری ها و اضطراب و افسردگی به خاطر عدم ار. گ. اسم باشه؟
من هیچ کس رو ندارم که باهاش حرف بزنم و تنها پناهم اینجاس. چه کار کنم به نظرتون؟ چه جوری خودمو آروم کنم؟ نگید برو بیرون و دوست پیدا کن که اصلا امکانش نیست اینجا.