نزدیک دو ساله ازدواج کردم
خونواده خودم سالی یک بار که تولدم میشه ، دعوت میکنم و میان
خوانواده همسرم رو معمولا تابستونا که برادرش از راه دور میاد، دعوت میکنم
البته یه بار دیگه هم پاییز دعوتشون کردم
تولد شوهرم نزدیکه، خونوادش قبلا بهم گفتن چون عید نیومدیم عیددیدنی واسه تولد شوهرت میاییم ( نگفتن شام یا ناهار میاییم)
پارسال تولد شوهرم همشون جمع شدن خونه مادرشوهرم که طبقه پایینه و اونجا جشن گرفتیم، شوهرم زیاد خوشش نمیاد تولد بگیره، میگه مگه بچه ام
من شاغلم و تا ساعت 3/5 سرکارم، از اون طرفم تعدادشونم زیاده ( حدودا 20 نفر) و منم کم تجربه ام و برام سخته تو تایم کم...
هرسری مهمون دعوت میکنم به خاطر شرایط کاریم خیلی بهم سخت میگذره تا چند روز بدن درد دارم
الانم یکی از نزدیکانم شدیدا مریض احواله و نگرانشم و اصلا حوصله جشن و مهمونی ندارم
نمیدونم چیکار کنم، دلم نمیخواد دعوت کنم و دوست دارم بذارم تابستون دعوتشون کنم
ولی چون کلا خونواده مهربونی هستن، میترسم ناراحت بشن و شاید از من انتظار داشته باشن یا شوهرم ناراحت بشه چون شنیده که خونوادش گفتن واسه تولد دوست دارن بیان
دلم میخواد تولد دو نفره بگیریم ولی میدونم حتی شده خونه مادرشوهرم میان تا به شوهرم تبریک بگن و بهش کادو بدن