یه همسایه جدید داریم ک نمیشناسیمش داره کنار خونمون خونه میسازه،کارگراش وسیله هاشون رو میاوردن خونه ما هر روز عصر و صبح میومدن دنبالشون،تا اینکه چند وقت پیش دو جفت از کفشای شوهرم ک تو حیاط بود دزدیده شد،ولی ما گفتیم نمیشه شک کرد، مامانم چند روز پیش میره نونوایی کارگرا ساعت ۹ میان ما نبودیم خلاصه پیگیری میکنن و میان نونوایی کلید از مامانم میگیرن میان خودشون وسایل رو از داخل حیاط میبرن،بعد دیگه امــروز گفتیم بهشون ما شاید نباشیم وسایلمون رو اینجا نیارین،کارگر ناراحت ک جرا صبح نگفتید،ناراحتی جرا از اول نگفتین و...