وجدانن اگه میخواید بگید پربازدیدشد و مسخره کنید نیاید
شوهر من یه دفترسررسید داره همیشه ور دستشه کارهای روتینشو توش مینویسه بعضو اوقات متن های خاطره و یا شعر
همیشه همروی میزه حالا امروز رفتم دیدم یه متن خاطره نوشته که روزیکه فهمیده من سیگار میکشم و چیزی نگفتم دلش شکسته.ایناهمه بکنار حالا من موندم بگم بهش یا نگم
چکار کنم که مثلا اون دفترشو نخوندم و خودم خواستمبهش بگم یا کلا چیزینگم.متنش خیلی خیلی احساسی بود و به این نکته اشاره کرده بود که من نمیدونم چی کم گذاشتم که زنم برای آرامش به سیگار پناه برده
من ۹ ماهی میشه میکشم اونمروزی ۱یا تهش ۲ نخ و بعدش لباسامو عوض میکنم عطر میزنم و مسواک.