میدونی دوباره م ک رف گف میحام دامادشم ولی هروز تو گوشم میخوند من پول ندارم ک دیگ دامادشم بعدم از اولی چ خیری دیدم تا اخر باهات میمونم همش همینو میگف ک منم با همه چیش ساختم با بی پولیش اخلاق عصبی ش ولی واقعا عاشقش بودم خیلی میخاستمش همی الانم اصلا خیلی میخامش خیلی بااینکه خیانتم ازش دیدم خیلی چیزا ازش شنیدم از گذشتش ک خیلی پسر ینی اینقد لاشی بوده ک خدا میدونه دیگ چکارا میکرده تا ای حد ولی من نمیدونم چرا اینقد میخاستمش ک ازش خودم جدا نشدم