2777
2789
عنوان

مزاحمت

88 بازدید | 8 پست

امروز به خاطر کاری مجبور شدم اسنپ بگیرم برم محل کار همسرم و در حد دو دقیقه و برگردم 

به راننده گفتم صبر کنه برمیگردم راننده همسرم رپ دید 

تو راه برگشت (بچمم همرام بود)شروع کرد گفت که شغل اونم قبلا مث همسرم بوده و مدتیه راننده اسنپ شده و منو به حرف کشید و از گرونی و جامعه و فلان فلان گفت و آخرم گقت مث اینکه خیلی از همسرت جوون تری درسته منم گفتم نه شاید اشتباه فکر کردی پرسید فامیلین گفتم پسر داییم و آخرشم گفت میخوای شماره من رو سیو کن شاید یه روز اسنپ خاستی منم گفتم ممنون تو ذهنم گفتم شاید من اشتباه میکنم منظور بدی نداره نذاشت به فکرم ادامه بدم گوشیش رو دراورد گفت میشه شمارتو داشته باشم شوهرت خونه نیست شاید یه روز کاری داشتی...منم گفت مث اینکه به دوتا سوالت جواب دادم یابو برت ذاشت بزن کنار پلاک ماشینت و بدم پلیس میفهمی چ گوهی خوردی گفت باشه بشین ناراحت نش‌و ببخشید گفتم ببخشید و زهر مار تو دلت بزن کنار در ماشینش رو کامل باز کردم رو کمربندی بودیم گفت بابا ببندش الان ماشینا درو میزنن گفتم نمیزنن به جهنم قیافتو تو آینه نگا کن ببین دل سگ راضی میکشه نگات کنه احمق فک کردی چون شوهرم خونه نیست هر حروم زاده ای میتونه مزاحمم بشه هنش میگفت ببخشید زد کنار پیاده شدم در ملشینشو کوبیدم بهم از شدت عصبانیت دستام می‌ارزید چون بهم گفت شوهرت بهش میاد پیر باشه و یه جوری شغل شدهرم‌ رو برد زیر سوال داشتم میترکیدم الان پشیمونم چرا از پشت چنگ ننداخته تو صورتش ولی بچم گرهیده بود معصوم

شمام از تجربیاتتون بگید پیش اومده براتون؟

خدایا شکرت که از مستاجری به صاحب خونه تبدیل شدم شکرت که از منتظر اتوبوس موندن رسیدم به لذت رانندگی با ماشین خودم شکرت به خاطر شنیدن این جملات(مااااااماااااان کجایی؟خانوم کجایی؟سلام دخترم ...اجی خوبی )اینا همه عزیزانمن خدایا نگه دارشون باش خدایا شکرت به خاطر محبتی که از همه اطرافیانم میگیرم شده حتی با یه سلام و یه لبخند من از کنار وانت میوه فروش رد میشم و میبینم یه خانم یه پلاستیک میوه دستشه و فروشنده کارت میکشه از ته دل میگم خدای روزی دهنده شکرت بخاطر خریده یه بنده و رسیدن روزی بنده دیگت من از دیدن پاجوش گلام از ته دل میگم خدایا شکرت من لحظه پختن غذا چرخیدن کلید در و اومدن همسرم لحظه اتو کشیدن مقعنه دخترم میگم خدایا شکرت (دیار مامان به جمع سه نفر منو بابا و اجی خوش اومدی پسرکم)

خوبه باز همونارو گفتی من بودم هل میشدم میگفتم شما ببخشید

میشه برای شادی روح مهتابم (خواهرم که جوون و پر از آرزو از دنیا رفت )صلوات بفرستید 💔                                          دختر فرفریم سه ساله شدی 👧  میدونی که قشنگترین اتفاق زندگیه منو و باباتی من همه چیتو دوست دارم حتی وقتی میری بغل بابات و دیگه منو یادت میره 🤕 حتی وقتی که باهام لج میکنی میشینی جیغ میزنی و از حرص قرمز میشی 😕 حتی وقتی که من حواسم نیست یهو جیم میشی و بعدش میبینم ت ر زدی به جایی / حتی وقتی گریه میکنی و بغلت میکنم باحرص موهامو میکشی / شاید ی روزی بزرگ شدی و این سایت باشه و بیای امضامو ببینی 😐  مادر یعنی: همه دردات مال من/       یاخچی که وارسان ♡                     دکتر انوشه راست میگه که : گیریم عذر خواهی کردی برای حرفی که زدی با ذاتی که آشکار شد چه میکنی /؟!

سلام دخترا، من چند ساله از سامان‌لعیا خرید می‌کنم و همیشه هم از کیفیت و تنوع کارهاش راضی بودم. چون اینستا نیست، الان کانالشون رو توی بله فعال کردن و بیشتر مدل‌هاشون رو اونجا می‌ذارن با تخفیف و شرایط اقساطی.

گفتم اگه کسی دنبالشون می‌گرده، از اینجا می‌تونه پیداشون کنه

بنظرم حرفی نمیزدی. بعدا ثبت شکایت میکردی 

منم یبار سوار شدم. یارو دوس داشت فقط صحبت کنه. من ک حرفب نزدم. و چن تا خیابونم پایینتر پیاده شدم خونمون رو نفهمه. همین جوری از رو استرس. امدم برا شوهرمم تعریف کردم

نباید میگفتی شمارتوبده  یه راننده بمن گفت شماره توبده ماشین خاستی زنگ بزن ازفرداش هی زنگ میزد ...

من نگفتم شماره بده اون گقت میخوای شمارم رو سئو کن چون میخاست شماره بده گفتم ممنون گفت خب تو شماره بده

خدایا شکرت که از مستاجری به صاحب خونه تبدیل شدم شکرت که از منتظر اتوبوس موندن رسیدم به لذت رانندگی با ماشین خودم شکرت به خاطر شنیدن این جملات(مااااااماااااان کجایی؟خانوم کجایی؟سلام دخترم ...اجی خوبی )اینا همه عزیزانمن خدایا نگه دارشون باش خدایا شکرت به خاطر محبتی که از همه اطرافیانم میگیرم شده حتی با یه سلام و یه لبخند من از کنار وانت میوه فروش رد میشم و میبینم یه خانم یه پلاستیک میوه دستشه و فروشنده کارت میکشه از ته دل میگم خدای روزی دهنده شکرت بخاطر خریده یه بنده و رسیدن روزی بنده دیگت من از دیدن پاجوش گلام از ته دل میگم خدایا شکرت من لحظه پختن غذا چرخیدن کلید در و اومدن همسرم لحظه اتو کشیدن مقعنه دخترم میگم خدایا شکرت (دیار مامان به جمع سه نفر منو بابا و اجی خوش اومدی پسرکم)

بهتره ثبت شکایت میکردی تا اون حیوون همچین برنامه ی برای کسی دیگه پیاده نکنه

کردم اتفاقا

خدایا شکرت که از مستاجری به صاحب خونه تبدیل شدم شکرت که از منتظر اتوبوس موندن رسیدم به لذت رانندگی با ماشین خودم شکرت به خاطر شنیدن این جملات(مااااااماااااان کجایی؟خانوم کجایی؟سلام دخترم ...اجی خوبی )اینا همه عزیزانمن خدایا نگه دارشون باش خدایا شکرت به خاطر محبتی که از همه اطرافیانم میگیرم شده حتی با یه سلام و یه لبخند من از کنار وانت میوه فروش رد میشم و میبینم یه خانم یه پلاستیک میوه دستشه و فروشنده کارت میکشه از ته دل میگم خدای روزی دهنده شکرت بخاطر خریده یه بنده و رسیدن روزی بنده دیگت من از دیدن پاجوش گلام از ته دل میگم خدایا شکرت من لحظه پختن غذا چرخیدن کلید در و اومدن همسرم لحظه اتو کشیدن مقعنه دخترم میگم خدایا شکرت (دیار مامان به جمع سه نفر منو بابا و اجی خوش اومدی پسرکم)

2790
2778
2791
2779
2792