سلام خانوما دیروز دوست بابام که راننده تاکسیه هستش تعریف میکرد که دوتا خانوم اومدن بهش گفتن مارو برسون ایستگاه دوتا هم چمدون داشتن گفتن بزار صندوق عقب اینم گذاشته شک کرده که چرا آنقدر چمدون ها سنگین هستش خلاصه به بهانه سیگار گرفتن از فروشگاه از ماشین پیاده شده زنگ زده به پلیس ،پلیس هم اومده چمدون ها رو باز کرده تو هر دوتا بچه بوده که ظاهراً بیهوش بودن دستگیرشون کرده من فک میکردم بچه دزدی و این حرفا تو قدیم بود الان نیستش ...تو رو خدا از بچه ها تون مراقب باشین معلوم نیست هدفشون چی بوده ؟؟؟؟؟
انقدر بچه های معصوم دزدیده میشن معلوم نیست چه بلایی سرشون میاد ...خدا به پدرومادر این بچه ها رحم کرده ..خدا واسه هیچ کس نیاره اینکه آدم ندونه چه بلایی سربچش اومده بدترین درد
منم یه حس ترس دارم که امروز برام اتفاق افتاد ساعت ۸صبح ازخانه راهی باشگاه شدم تویه راه یه پژو پسر جوون دنبالم افتاد تا باشگاه انگار فک کنم از اون دختر بازآ هی وایستاد یهچیزهای گف منم سرم انداختم پایین رفتم تا باشگاه اونم دیگه حفظ کرد مکان رو یه ترسی میگم دزد اینا نباشه ولی همه میگن مزاحم هس بعدا من از باشگاه در اومدم دیدم تویه ماشینشه منتظره ولی خداروشکر برگشتنی ردم رو گم کردم نفهمید وندیداد ولی فردا رو بخیر بگذره