2777
2789
عنوان

نهار چی دارید ؟

421 بازدید | 36 پست

هر چی فکر میکنم نمی دونم چی بپزم همه چی هم تکراری شده  دیگه خسته شدم از قیمه و قورمه و  پیتزا و ماکارونی و عدس پلو و  استنبولی  غذای جدید چی هست به نظرتون ؟

بادمجون و کدو هم نمی خورن 

این نیز بگذرد .....

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

ماکارونی خیلی وقته درست نکردم

نزول نصرت الهی، قواعد و سنت‌هایی دارد. به میزانی که با سنت‌های الهی همراه شوید، نصرت الهی را دریافت می‌کنید و پیروزی دین خدا به دست شما واقع می‌شود....اللهم نشکوا الیک فقد نبینا و غیبت ولینا....  

من هنو تو جام

قصدم دارم  بازم بخابم

توام  سیب زمینی  تخم مرغ  آیپز کن

واقعا فکر کردین ؟من انقدر حوصله دارم که طلاق بگیرم ؟؟ من واقعا حوصله ندارم بخام این زندگی این همسر این خانواده رو ترک کنم که بخام دوباره ..ازدواج کنم تشکیل خانواده بدم...دوباره ۳سال طول بکشه فرمان اون زندگی اون مرد اون خانواده همسر رو به دست بگیرم؟؟فرهنگشون طبقه خانوادشون بشناسم.دوباره خاهر شوهر مادر شوهر بازی رو تحمل کنم؟ حوصله دارم ؟؟بخام جاری مادرشوهر خاهر شوهر بشناسم از سر زندگیم بازشون کنم؟؟ هرچند همسرم بد هم باشه.... بخام داخل خانواده همسر برا خودم جایگاهی درست کنم؟؟؟اعتماد اطرافیانو کسب کنم؟؟.من انقدر عمر میکنم ؟؟واس اینکار؟؟؟این حوصله اعصاب دارم؟؟؟پس عمری وقتی واس این شوهر این زندگی گذاشتم چی؟؟؟؟مگر همینجوری کشکی هست ؟؟؟؟خیر جانم ..(دیالوگ نوید محمد زاده)من میمونم اینجا حقمو میگیرم موندم حقتونو کف دستتون بزارم😃 اینارو درست میکنم...با همین آدم ها..همین تیکه ها پازل مو میچینم .....زندگی بازی حکم هست وقتی برد میزنن کارت هارو معلوم نیست به تو چی میفته شاید بهترین دست...شاید بدترین دست...ولی مجبوری با همون دست بازی کنی..با همون کارتا منتها..باید بدونی کدوم کی استفاده کنی که بازی رو ببری....توی شطرنج باید بشناسی مهره هاتو کدومو کجا بزاری....تو کل عمر وقت نداری که صرف شناختن مهره های زندگیت کنی .....پس با همینا بازی کن.. _زندگی یک قماره_ من شاید قمار بلد نباشم...ولی وسط بازی هم حق جا زدن ندارم...این قانون بازی حکم هست____کاربر ۹ساله سایتم

من میخام استانبولی بزارم 


چهل سال بعدجلوی آینه موهایم را شانه کنم..👵روسری آبی ام را بپوشم وآرام آرام بروم توی آشپزخانه..نگاهت کنم و بگویم :دیدی گفتم میان ..لبخند بزنی☺بگویی : چقدر قشنگ شدی😍یاد وقت هایی بیفتم که جوان بودم.👩ناراحت شوم که پیر شده ام 👵..زشت شده ام ..و تو باز بگویی با موهای سفید بیشتر دوستت دارم👵و من مثل هفده  سالگی هایم ذوق کنم😍سر بزنم به قیمه ای که برای بچه هایمان پخته ام ..🍲بعد تو از نوه ی آخرمان بگویی.بگویی این فسقلی عجیب شبیه تو شده..من برایت چای بریزم.☕بچه هایمان بیایند.مدام بگویم :قند نخور آقا.چایی داغ نخور .. بذار سرد شه..تو لبخند بزنی☺من مثل چهل سال پیش شوم و جلوی بچه هایمان سرم را روی شانه ات بگذارم ..💑نوه هایمان را بغل کنیم .👶دخترهایمان سالاد درست کنند و غذا بیاورند ..پسرها سفره بیاورند و بشقاب بچینند..پسر اولمان بگوید :هیچی دستپخت تو نمی شه مامان..عروسمان خودش را برایش لوس کند و بگوید:پس دستپخت من چی ؟!پسرمان نازش را بکشد😍ما از حال خوششان ذوق کنیم ..زیر گوشت بگویم : مرد زندگی بودن را از خودت یاد گرفته.❤باز هم نگاه های مهربانت.👀و باز هم درد زانوهایم یادم برود ..بچه ها بروند خانه هایشان ..ومن از خوشحالی ده بار بمیرم که چهل سال است تو را دارم❤عاشق شادمهرم ب امید روزی ک برم کنسرتش 😍🥰فندوق جانم به زندگیمون خوش اومدی ۱۴۰۲/۱/۱۹ فهمیدم باردارم 😍 دخترم ،دلوینم منو بابات عاشقتیم❤️دخترم 1402/9/2 بدنیا اومد و اونروز برام قشنگترین روز عمرم شد 
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792