یه چند باری شوهرم میگعت فلان دوستم گفته بیاین دورهم باشیم
هروقت رفتیم اهل مشروب و دخترا بی حجاب و جلو همه بزن و برقص و دوست پسر دختری بودن
امشب رفتیم تو باغ یکی از دوستاش دیگش اون ام متاهل بودن دختره مثل خودم بود با روسری اینا اهل چیزی نبود
خیلی آرامش گرفتم
هر سری سر اون مهمونی ها من دعواداشتم