چهار ماه پیش شوهر خواهرم به همسرم پیام داد که پنجاه میلیون داری به من قرض بدی خیلی واجبه و ففط میخوام بین خودم و خودت باشه و زنم ( خواهر من ) و هیچ کس نفهمه ، و سر یک هفته برمیگردونم ، من اون موقع که پیام داد پیش همسرم بودم و از همسرم خواهش کردم بهش قرض بده ، همسرم هم همون موقع پول براش ریخت ، قبل عید همسرم بهش پیام داد و همسرم رو رسما پیچوند ، و جوابش رو نداد ( یه شهر دیگه کار میکنه و چند ماه به بار میاد تهران ) چند وقت پیش اومد تهران و ماشینش رو فروخت و کل پول ماشین رو به حساب خواهرم ریخت و خواهرم هم از همه جا ببخبر هی برنامه ریزی برای این پول ماشین میکرد و برای من میگفت میخوام با این پول چه کارا کنم …من فکر میکردم بدهی همسرم رو پس میده ، اما نداد و حتی به همسرم پیام هم نداد که حداقل تشکر کنه ! امشب به همسرم گفتم بهش پیام بده بگو پولت رو لازم داری ، یکم پیش خواهر بزرگترم بهم زنگ زد که سارا ( همسر همین مردک نامرد) بهم زنگ زده ونگران که شوهرم زنگ زده و گفته که شوهرت ازش پول خواسته و قسمش داده که هیچ کس نفهمه !!! رسما ماجرا رو برعکس کرده ! خواهر بزرگم هم که در جریان کل ماجرا بود ( من یه ماه پیش به خواهرم گفتم چون عصبانی بودم که دامادمون جواب همسرم رو نمیده) حقیقت رو به سارا گفته …
ببخشید اگر خیلی پیچیده شد ماجرا خودم هم توی شوکم