بچه ها چند مدته مادر شوهرم میبینتم میترسونتم میگه تو فردا زایمان میکنی از حرفش استرس میگیرم از اونورم میگه زایمان کنی هر روز میخوام بیام کاچی بخورم و نومو ببینم جوابشو چی بدم دفعه بعد که گفت تا الان فقط لبخند زدم و گفتم خونه خودتونه
مادرشوهر ه من اینقدر گدا وخسیسه پوسته وگدا ازدست چون راهمم از خانوادم دوره خواهرم میخادبیاد ده روز پ ...
خدا لعنتش کنه مادر شوهر من یکم به قول ترکا پین تی هست و اونیکی عروسشو خیلی دوست داره و همه کارا و خریداش با شوهر منه خرجی دادن پول دادن و کادو دادنش به برادرشوهرم ایناس ولی کار به خانوادم بیان بخورن نداره چون خودش هر هفته تلبه خونم یا اینکه من اکثرا غذاهایی که دوست داره میپزم شوهرم میگه برا مامانمم ببریم منم دلشو نمیشکنم میبرم براش
یک حلقه یک مجلس کلی از رسمورسومات رو پیوند پونصد هزار خرج نکرد باکمال پررویی زنگ زده به مادرت بگو س ...
اینکه هست همه مادر شوهرا متوقع و پر روعن الانم میگفت بابات میاد مامانتو بزاره نگهش دار نزار بره بلاخره دکتر اینا باید ببری بچه رو شوهرت سرکاره اینجوری مامانتم دلش تنگ نمیشه زود بره منم گفتم بعد ده روز مامانم میبرتم انشاءالله