یه ساله دیگه باهاش حرف نزدم آخرین بار بهم گفت که منتظرش باشم برمیگرده گفت فعلا سنمون کمه نمیتونیم باهم ازدواج کنیم گفت منتظرش بمونم بیاد شهر ما...
بهش گفتم دروغ میگی بگو نمیای هم منو راحت کنیم خودتو گفت دروغ نمیگم میام منتظرم باش
گفت بخاطر خدا منتظرم باش اگه خدارو قبول داری صبر کن😔
منم فعلا منتظرشم...
منم دارم درس میخونم که شاید بخونم برم شهر اونا...
نمیدونم چیکار کنم یه ساله تو دوراهی بدی موندم نمیدونم چیکار کنم
کلی دعا خوندم..از خدا خواستم اگه قسمت هم نیستیم اصلا یه کاری کنه دیگه فراموشش کنم...
اما یک ساله نتونستم همیشه هم میاد تو خوابم..
نمیدونم چیکار کنم...
منتظرش بمونم چیکار کنم😔