تو چشاش که نگاه میکنم انگار خسته هست
با اینکه 46سالش هست موهاش سفید شده
پشت دستاش ترک خورده
17سال از عمر و جوونیش و خوشی هاش رو گذاشت برای من
همیشه هم میگه من دخترمو خیلی دوست دارم
کاش یه روزی مثل بابام بشم
همیشه نمازش رو میخونه
هیچ کس رو قضاوت نمیکنه و دلش کینه ای نیست
عاشق خانوادش هست
ولی از وقتی بزرگ شدم دیگه بغلش نکردم
خجالت کشیدم
کوچیک که بودم بغلش میکردم
من بعضی موقع ها که باهاش قهر میکنم اینطوری هست که با هم حرف میزنیم ولی من سرسنگین هستم
مثلا صبحا صبح بخیر نمیگم فقط سلام
بابام میگه سلام صبح بخیر ببم 🤣
بخدا که اولین مرد زندگیم بابامه که خوبیم رو میخواد