طبق حساب دکتر امروز ۴۰هفته رو تموم میکنم وقت زایمانمه اینو همه خانواده شوهر و خودم میدونن یک سال پیش که من قهر کرده بودم شوهرم ماشینش فروخت بعد اشتی امدم دیدم از ماشین خبری نیس الان چهار ماه میشه جاریم اینا ماشین گرفتن یکی دو بار ماشینشون ازشون گرفتیم اونم بخاطر بچه مجبور شدیم چون خونمون تو دهات پیدا کردن ماشین خیلی سخته هر بارماشین گرفتیم جاریم بخدا تو ده دقیقه هزار بار زنگ زد گفت کی میایین اینم بگم کلید ماشین ما همیشه دست برادرشوهرم بود اون سوار میشد هر وقت میخاستیم بریم جایی می رفتیم ازش میگفتیم بعضی موقع ها هم شوهرم خجالت میکشید کلید ماشینشو بگیره از وقتی که ماشینش خرید میزاره تو حیاط ماالان که میدونن هر لحظه احتیاج به ماشین میشه ماشین برد گذاشت تو حیاط خودش درشم بسته هر روز پسر برادرشوهرم میومد خونه ما توپ بازی میکرد ولی امروز که هر لحظه امکان داره من برم بیمارستان یکی از اینارو صدا کنم هیچ کدوم جلو چشم افتابی نمیشن
من پخیل نیستم ولی مادرشوهرم میگه کسی که زایمان میکنه چهل روز نباید دست به چیزی بزنه چون نجسه بدنش اینام منو نجس میدونن