فدات عزیزم 😔💔 نه دیگه حرفی از اون نمیزنه ولی من خیلی ازش سوال و اینا میکنم در موردش میگه تو ...
عزیز دلم خودتو اذیت نکن دیگه،،به نظرم با توجه به اینکه گفتی حق حضانت و اینا بهت نمیده ولی حرفای دلتو بهش بگو،نذار رو دلت سنگینی کنه،جوری باهاش حرف بزن که عذاب وجدان داشته باشه،،مثلا بگو ازدواج و زندگیمون با این کارت بی ارزش کردی،،یا اگر بچه ها بفهمن باباشون این کارو کرده دیگه اصلا بهت نگاه هم نمی کنن،،یا مثلا هرکس بفهمه این کارو کردی با تحقیر بهت نگاه میکنه،،وخیلی چیزهای دیگه،هرچی تو دلته بهش بگو،،
درکت میکنم خیلی سخته،مخصوصا آخر سالی هم باید به درس بچه ها برسی،،هم نباید بذاری اونا بفهمن،،
فقژ میدونم تا آخر عمر این غم توی دلمه.دوست دارم از این ساختمان بریم😭 آخه دیروز رفتم توی آسانسور قبلش همون طبقه ای بود که خونه زنه هست بوی عطرش میومد که اون روز رفتم خونش بوش میومد.باز بدجور ریختم به هم 😔😔
چرا گفتم بهش گفت یه خونه خوب پیدا میکنیم میریم ولی تو پیام گفتم به ژنه بگو بره جوابی نداد&nbs ...
عزيزم همسرت که نمیتونه بره به زنه بگه از اینجا پاشو چون زنه هم اونجا مالکه و در ضمن همین حرف زدنش با او هم دیگه درست نیست به نظرم به شوهرت بگو اول از همه دیگه نمی خواد مدیر ساختمون باشه و پیگیر ،،اگرم خواستی یه خونه دیگه بخری حتما حتما بازم با نام خودت باشه