2777
2789

حس نمیکنی ده اردیبهشت گذشت؟

دوست عزیز من سلام ببین قشنگم تو امپراطور کوزکونیستی که پاشا برای برگردوندن همه چیز به شرایط عادی از جونش مایه بذاره پس خودت پاشو تلاش کن هممون یه مشکلاتی داریم ولی یادت باشه که ماتوی اتاق جنی و دوازده پرنسس زندگی نمیکنیم که قرار باشه کف اتاقت شکاف بخوره یه سرزمین بیرون بیادبرای فرار از مشکلاتت!یا باهاش کنار بیا یا حلش کن اگه انیمیشن روحرو دیدی و فکر میکنی جوگاردنری وجود داره که قشنگی های دنیارو نشونت بده و متقاعدت کنه زندگیت قشنگه سخت در اشتباهی خودت باید اینو کشف کنی، تورایلی توی انیمیشن درون وبیروننیستی پس هیچ کسی برای شاد بودن تومثل بینگ بانگ خودشو به دست فراموشی نمیسپاره کلیشه ای فکرنکن ما توی لایو اکشن دیو و دلبر نیستیم با کسی ازدواج کن که توی اکثر موارد شبیه باشید! قرار نیست غول چراغ جادوی توی لایو اکشن علاءالدینیه روز بیاد و سه تا از آرزوهاتو برآورده کنه و زندگیت بهتر بشه همچنین یادت نره که توسیندرلا نیستی و هیچ پسری برای پیدا کردنت کفشتو پای کل دخترای شهر نمیکنه فقط برای اینکه باهاش ازدواج کنی از بدبختی نجات پیدا کنی همچنین سفید برفیهم نیستی که بعد از گول خوردن با بوس کردنت همه اشتباهاتت جبران بشه

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

جواب داد که بندیه خدا  اسی به نظرم دکترت از نتیجه ام ارای میترسه نگرانه

کجاااااا

من همون خردادی ریزه میزه ومهربون هستم که کاربری قبلیم از دس رف😑این کاربریه جدیده همه فک میکنن دختر آرومیم اما نمیدونن چه آتیش پاره ای هستم😂😝سعی نکن یه حرفو دوبار تکرار کنی چون من لج میکنم دیگ اصلا انجام نمیدم😂مغرور و لجباز هم هستم و البته مودی🥰😂حس ششمم کمی قویه😁

سلام من اون تاپیک اتفاق بیمارستان روخوندم خواستم چیزی بگم بهتون قفل کرده بودین اومدم اینجا...استارترعزیز منم تقریبا چن ماه قبل ازاینکه پریود بشم تو۱۲سالگی چندین بارپیش اومد درحد دو الی سه قطره خون رو لباس زیرم بود به شکل قطره قطره و لکه خون... وچن ماه بعد کلا پریودیم اومد...مامان منم متوجه قطره خون ها شده بود فکرکرده بود من پری میشم ولی روم نمیشه بهش بگم...یاخودم میدیدم میترسیدم ولی رومم نمیشد به کسی بگم ....البته الان مامان دوتابچه هستما...فقط دیدم نگرانی ازبابت قطره خون ها خواستم تجربه خودموبهت بگم یکم دلت آروم شه دکترم که بردی و خداروشکر سالم بوده

دوستان کاربری دست دوتاخواهره یه متاهل ودارای دوفرزند یکی مجرد.....

سلام اسی خوبی

میگم نگران دخترتیم ، خبر سلامتیشو بده

اون یکی تاپیکات قفل بود خاستم پیام بدم

یه روز یه قمار بازی دخترشو توی قمار میبازه موقعی که خواسته دخترشو تحویل مرد برنده بده دختره فرار میکنه میگه کجا برم ، برم خونه عابد شهر همه ی این شهر پشتش نماز میخونن ، در خونه عابدو میزنه داستانو براش تعریف میکنه عابد میگه بیا تو اینجا امنه به یه ساعت که نگذشته عابد میخواسته به دختر تجاوز کنه ، دختره از خونه عابد شهر فرار میکنه و میزنه تو دل جنگل ، به جنگل که میرسه شب میشه ، چندتا جوونو میبینه که دور یه آتیشی نشستن و دارن مشروب میخورن میگه اونی که پدرم بود تن منو باخت ، اونی که عابد بود تن منو خواست اینا دیگه کین ، همونجا از ترس و سرما غش میکنه میفته زمین ، صبح که میشه چشاشو باز میکنه میبینه روی تنش کلی لباسو پتوئه سرشو از پنجره کلبه بیرون میکنه میبینه همون جوونایی که دیشب داشتن مشروب میخوردن لباساشونو تن دختره کردن و بیرون کلبه از سرما یخ زدن و مردن..🙂💔 دختره تو دلش میگه از قضا روزی اگر حاکم این شهر شوم خون صد شیخ فدای سر یک مست کنم وسط کعبه دو میخانه بنا خواهم کرد که نگویند مستان ز خدا بی خبرند...

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2834
2835
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز