بچه ها من و شوهرم خیلی اختلاف داریم باهم.
ما اول ازدواج مثل هم بودیم ولی از چندسال پیش اون وارد یه خط فکری به شدت مذ هبی شد و راهمون از هم جدا شد
توروخدا نیاید اینجا بگید خوشبحالت یا دعوا راه بندازید. مسأله م خیلی جدیه
ما این هفته سفر بودیم.
توی ماشین روسریم از سرم افتاد وسط یه اتوبان خلوت که شاید بجز ما ۲،۳ تا ماشین دیگه اونجا بود.
که بهم گفت سرت کن و گفت اگر لج کنی منم سفر رو کوفتت میکنم. منم سر کردم و گفتم من بهونه دست تو نمیدم.
رفتیم ویلا و عموم اونجا بود و پسر عمو و پسر عمم که کلاس هفتمن.
وقتی رسیدیم من روسریمو گذاشتم کنار.
دیدم شوهرم پیام داد اگر حجابت رو رعایت نکنی منم میرم شلوارک و رکابی میپوشم که گفتم باشه و رفتم کلاه نقاب دار سر کردم مثلا حجابه.
بعدم رفتیم بیرون که واقعا اکثرا بیحجاب بودن ولیمن بازم حجاب داشتم تا یجا که خواستم روسری از دست فروش بگیرم روسریمو برداشتم که اونو بپوشم ببینم میاد یا نه.
.
درکل وقتی هم میرم بیرون تو همین شهری که هستیم، موهام رو یا پایین میبندم یا بازه و از روسریم بیرونه. چون سردرد میگیرم و دروغ چرا اینطوری خیلی دوست دارم.
.
حالا سفر رو که به بهانه های مختلف کوفتم کرد هیچی.
امشب نشست باهام حرف زد مثلا