2777
2789
عنوان

قفس تنهایی ام

95 بازدید | 1 پست

بین خودمان باشد...وقتی نیست دلم برایش تنگ میشود.

اما با آمدنش انگار درِ قفس تنهایی مرا باز میکند.خیلی آرام درونِ قفسم میروم و گوشه ای می نشینم.البته بگویم حواسم به او هست ...مثل پدرم که به مرغ عشقش میرسد و آب و دانَش را میدهد من هم به غذایش ، آبش ، نانش میرسم...اما همین که به اموراتش رسیدم دوباره به گوشه ای از قفسم پناه میبرم ...با لبخندی که نمی دانم روی صورتم می نشیند یا نه...

غنچه با دل گرفته گفت: زندگی  ...  زندگی لب ز خنده بستن است   گوشه ای درون خود نشستن است  ...  گل به خنده گفت: زندگی شکفتن است   با زبان سبز راز گفتن است ...  گفتگوی غنچه و گل از درون باغچه باز هم به گوش میرسد...  تو چه فکر میکنی   کدام یک درست گفته اند   من فکر میکنم گل به راز زندگی اشاره کرده است   هرچه باشد او گل است  ...  گل یکی دو پیرهن بیشتر ز غنچه پاره کرده است   "قیصر امین پور"
ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2843
2834
2835
2108