2777
2789
عنوان

رمان

331 بازدید | 7 پست

یه رمان خوندم

دختر پسر کرمانی بودن پسره کفش فروشی داشت دختره رفت دیوار به دیوار کفش فروشی کتابفروشی راه انداخت و یه اسم خاصم گذاشت براش

دختره ۳ ۴ تا خواهرزاده برادر زاده همسن و بزرگ تر از خودش داشت رابطشون خیلی خوب بود

بابا دختره فوت کرده بود و مادرش مسن بود از این اصیلای کرمان بودن

اسم دختره فکر میکنم نگاه بود نگاه

خواهش میکنم پیداش کنید🥺🤦‍♀

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز