بزرگه منم ۱۶ سالشه
اما میذارم با دوستاش کافه و اینور اونور و تولد بره
مگه چند سال قراره خوش باشن
اما راستش تولد دو بار گرفتم براش یک بار ۹ سالگی تو خونه
پارسالم گرفتم براش بقیه سالها دو تا دوست صمیمی داره میرن کافه جایی
منم ب همسرم باشه میگه ول کن
اما گناه دارن الان بهترین دوران زندگیشونه
دلم نمیخواد مثل خودم حسرت رو دلشون بمونه بابا و مامان منم نمیذاشتن هیچ جا برم 😔