2777
2789
عنوان

خیانت

| مشاهده متن کامل بحث + 560 بازدید | 35 پست
هر دو همو خیلی میخوان

من که بهش میگم از زندگیت میرم هیچی هم نمیخوام ازت اونم که شوهرش گفته طلاقش میده 

حتی میگم این چهار روز که زنده هستیم حق داریم با کسی که دوستش داریم زندگی کنیم اگر منو دوست نداری به خاطر عذاب وجدان با من نمون میگه نه من یه تار مو تو را با اون عوض نمیکنم از این حرف های الکی ...

شوهرم میگه من ناخون تو هم حسابش نمی‌کردم ولی نمی‌دونم چرا ایقد حرف عاشقانه بهش زده بود بعد از اونی من فهمیدم به زنه گفته بود زنم فهمیده جدا بشیم ولی زنه خدا جوابش بده دست بردار نبود یبار گفته بیا با هم ادامه بدیم شوهرم گفته نه شوهرم گفت زنده گفته به لج زنت  ادامه بدیم  یبارم دوستش فرستاده گفته بیا پیشم ولی شوهرم ردش کرده بود یبار دیگه دوستش زنگ زده شوهرم گفته بردمش بیمارستان  

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

شوهرم میگه من ناخون تو هم حسابش نمی‌کردم ولی نمی‌دونم چرا ایقد حرف عاشقانه بهش زده بود بعد از اونی م ...

خدا ازشون نگذره  واقعا این زن های هرزه را باید زنده زنده سوزاند تا واسه بقیه درس عبرت بشن 

ببخشید از بس غمگینم غلط املایی زیاد دارم بنظر شما مردابی که با زنهای شوهر دار دوست میشن عاشقشم چون خ ...

نه. قطعا عاشق نیست. به ندرت چنین اتفاقی میافته که مرد عاشق یه زن شوهر دار بشه. اونم یه مرد متاهل.

مطمئنین که زندگی تون همه چی عالیه؟ مشکلی قبل از این قضایا نداشتین؟

یه مشکلی که خانمها دارن اینه که اول زندگی دل به دل شوهر میدن و یک دل نه صد دل عاشق ش میشن بدون شناخت. بعد که کم کم شناخت حاصل شد میبینند اونی نیست که میخواستن و تمام کاخ آرزو هاشون خراب میشه و افسرده و خسته میمونن چیکار کنند. متاسفانه این اعتماد 100% اول  زندگی خیلی کار درستی نیست ولی خب همه هم همین اشتباه رو میکنند. بقی هم اگر شناختی نداشته باشن شانسی اتفاقی براشون نمیافته.

به هر حال کمی توی زندگی خودتون کنکاش کنین. مشکلات تون رو بررسی کنین. خواسته هایی دو نفری رو بررسی کنین.

اگر امکان داره بهش اجازه بدین یه بار دیگه زندگی رو با همدیگه امتحان کنین. اگر ارزش ش رو داره. چون یا باید جدا بشین یا باید با همین شک و فاصله به زندگی تون ادامه بدین که در هر دو صورت ضرر ش بیشتر از فرصت دادنه!


اگر عاشقش نیست چرا ایقد قربونت و صدقش رفته خب


مردا این شکلین. الان شما میگی بعد 11 سال  و دو تا بچه دیگه قربون صدقه من نمیره. خب پس قربون صدقه اون که میره عاشقشه. ولی بهتون میگم که قطعا این نیست.

شما تلاش کن همون کارها رو بکنی. یکی از بزرگترین مشکلاتی که ما ها توی زندگی هامون داریم نداشتن هیجانه. شاید یه همچین چیزی هیجان ایجاد میکنه براش. اون خاطرات خوبی که از هیجانهای اول زندگی داریم باز براشون تداعی میشه.

خودتون باهاش چت کنین! چت های غیر مرسوم بکنین. حرفایی که توی خونه بهش نمیزنین رو توی چت بهش بگین.

اگه شما تغییر نکنین زندگی تون تغییری نمیکنه. ما به مرور به این نقطه میرسیم. به یه فاصله و از هم گسیختگی توی زندگی. ذره ذره و متوجه نمیشیم.

الان شما میتونین منشا اثر باشین و تغییر ش بدین؟

اگه همیشه همون فکری و کاری رو انجام بدی که همیشه انجام میدادی، بازم همون نتیجه رو میگیری که همیشه میگرفتی.


اتفاقا  قربونت صدقم می‌رفت تو دورانی خیانت میکرد دوسم داشت بخاطر بیماری من چهار روز بستری شد بیمارستان شوکه شده بود  فقط یه کوچولو کم محلی میکرد اونم خیلی کم یعنی رفتارش اصلا تغییر نکرده بود تو زندگیم هیجانم بود نمی‌دونم چش شد یک دفعه

دارم به جدایی فکر میکنم اصلا نمیتونم بپذیرم شوهرمم همش میگه من عاشقتم بدون تو میمیرم میگه ببخشم و کلی التماسم می‌کنه زندگیمون خراب نکنم ولی من نمیتونم ظاهری میگم دوست دارم و قلبن دیگه دوسش ندارم 

دارم به جدایی فکر میکنم اصلا نمیتونم بپذیرم شوهرمم همش میگه من عاشقتم بدون تو میمیرم میگه ببخشم و کل ...


اگر امکان داره بتونی باز گذشت کنی به حرمت اون 11 سال، یه فرصت دیگه بهش بده. چون قطعا اونطرف جدایی هم اونقدرا خبری نیست. نه دیگه امکان اعتماد هست و نه دیگه زندگی به شکل قبل ش برمیگرده.

بعضی وقتها درسته جدا شدن و فاصله افتادن خوبه تا آدمها خودشون رو پیدا کنندو و اون نقطه درست زندگی رو پیدا کنندو بفهمند که چطوری باید عمل کنند. 

ولی به هر حال اگر فقط همین یکدفعه بوده و فقط در حد چت کردن بوده شاید بشه به گذشت فکر کرد.

الان همه همین کار رو میکنند. تلاش میکنند برای جدایی. هیچکس تلاشی برای اعتماد دوباره و ساختن زندگی نمیکنه. چون سخت تره. و بعد از اون هم دیگه زندگی عادی نمیتونند بکنند چون نه دیگه به کسی میتونن اعتماد کنند و نه دیگه حال دلشون خوب میشه. ولی خب بعضی وقتها شاید بشه دوباره همه چی رو از نو ساخت. 

لزوما نه همیشه ولی حداقل میشه براش تلاش کرد.


خدا خیرتون بده یکم دلگرمم کردین ولی داغ بدی رو دلم گذاشت شوهرم دعا میکنم هیچ زنی تجربه نکنه خیانت رو خیلی سخته من ۶ ماههه دارم زجر میکشم شوهرم  میگه بخاطر یه هرزه خودتو افسرده کردی تو فکر نرو نمیدونم  عذاب وجدان داره یا نه ولی خیلی بد من فهمیدم پیامهایی خوندم که همه چیو فاش کرد هم مدت رابطشون رو هم کجا آشنا شدن 




خدا خیرتون بده یکم دلگرمم کردین ولی داغ بدی رو دلم گذاشت شوهرم دعا میکنم هیچ زنی تجربه نکنه خیانت رو ...


درست میگین. خیلی سخته ولی میشه دوباره زندگی رو ساخت. حداقل الان با یه دید بهتر و با تجربه بیشتر.

دیگه صد در صد دوباره بهش دل نبندین تا خودش رو ثابت کنه.

شما هم بیشتر مواظب ش باشین هم بیشتر ببینین چی میخاد. خودتون رو کنکاش کنین و ببینین اگر مشکلی در ارتباط تون بوده بررسی کنین تا دوباره تکرار نشه.

الان کم کم عاشق ش بشین اگر واقعا لیاقت ش رو داره. و صد در صد ش کنین. شاید سالها طول بکشه ولی دیگه میدونین دارین چیکار میکنین.

الان شما قویتر از قبل شدین. محکم تر از قبل میتونین با دید بازتر به زندگی ادامه بدین.شادی هاتون رو تقویت کنین و غم ها رو سعی کنین فراموش کنین.

کدورت ها رو سعی کنین حل ش کنین. هیچ چیزی رو پنهان نکنین. اینو بهتون توصیه اکید میکنم توی روابط و حرفهای دو نفره تون هیچ چیزی رو مخفی نکنین و ازش بخاین اون هم مخفی نکنه. سعی کنین عین دو تا دوست کنار هم باشین تا زن و شوهر. دوست هاکنار هم توقع کمتر و تعهد بیشتری دارند.

زندگی تون رو از نو با حال بهتر بسازین. اگر 11 سال پیش نشناخته عاشق شدین الان با شناخت کامل و با فراق بال و آرام آرام عاشق ش بشین.

اگر هم دوست داشتین برای فرصت دوباره بهش شاید حق طلاق رو هم ازش بگیرین گزینه خوبی باشه.

ولی بدونین هیچ کس جز خودتون نمیتونه بهتون کمک کنه. مطمئن باشین کسی برای رنج های شما آنچنان ارزشی قائل نیست ولی موفقیت های شما براشون ارزشمنده و شما به عنوان یه فرد قوی شناخته خواهید شد.


ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز