الان خیلی ها غریبن .
چقدر مهاجرت کردن و از خانوادههاشون دورن
به خودم میگم خب من که تنها آدمی نیستم که شرایطم اینطوریه .البته من ایرانم ولی تنهام دیگه
فقط همسر و دخترم رو دارم .خانواده همسرمم هستن که سرشون به کار و زندگی خودشونه. خیلی معاشرتی نیستن
سعی میکنم دوستامو داشته باشم
دارم تلاش میکنم کارمو ببرم بیرون از خونه. تو طول روز آدمهای بیشتری رو ببینم و روزمو شب کنم
خیلی بهم فشار بیاد کمی ذکر میگم . قرآن رو بغل میکنم یه ذره اشک میریزم و آروم میشم
یه عالمه گل و گیاه دارم . با اونا عشق میکنم
.
غصه نخور . بیشتر آدمها الان یا تنهان واقعا ، یا تو جمع هستن و احساس تنهایی میکنن