تو مراسم مادر این پسره منو دیده بود خوشش اومده بود بعد به یکی از فامیل هامون گفته بود اگه میشه عکس این دختر رو نشون پسرمون بدیم بعد خب مادرمم بهش گفت عکس رو بهش بده اشکال نداره بعد خب دیگه خبری ازشون نشد نپسندید ای کاش براشون عکس نمی فرستاد غرورم شکست احساس می کنم هیچکس قرار نیست منو بپسنده زنده برا ازدواج اما کلا من هیچ خواستگاری ندارم ی ذره ناراحت شدم از این موضوع
فاش بگویم هیچکس جز آنکه به خدا دل سپرده است رسم دوست داشتن را نمی داند ❤️