داخل یک خونه تو روستا که چندین سال متروکه بود کباب زدیم گذاشتیم داخل سینی تا رفتیم بقیه سیخ ها بیاریم گوشت های قبلی نبودن. فاصله کم اینجوری نبود ک بگیم حیوون برده.
تحصیل کن؛ این بزرگترین لطفی است که میتوانی در حق خود کنی... خانم معلم... مامان امیر و ثنا
من کلا خودمم ترسناکم هر کی با منم رفت و امد کنه براش خطر داره😅 من توی بیداری ام چیزای خیلی بدی میبینم انقد زیادن ک نمیدونم کدومو بگم ی نمونش بدنمو زخم میکنن ی روز صب پاشدم دیدم لباس تنم نیس در حالی ک پیش مامان و بابامم بودم و لباسمو توی حیاط پیدا کردم روی بدنم جای دست میمونه و خیلی چیزا ...داستان داره