یه پسره ۱۹ ساله رفته خونه بابا بزرگش دو سه تا شکلات رو یجا خورده بابا بزرگش دعوا راه انداخته که جقدر میخوری برو تز خونتون شکلات بخور
اینم رفته خونه به مامانش گفته و اینا بعد مامانش رفته با بابایزرگه درگیر شده بابا بزرگه م برگشته گفته که مامانم رو با یه مرد دیگه دیده
این پسره ام با مامانش درگیر شده و بیمارستانی شده و دست پسره و پای مامانه آسیب دیده این وسط باباعه هم شبیه هویج نگاه کرده
حالا من تز این پسره خوشم میومد و خیلی خیلی فامیل دورمون هست و ت ی شهر هم نیستیم ولی با مامان بزرگم اینا تو یه کوچه ن
سال قبل درخواست داد و بعد چن ماه انفالو
الان من امروز دوباره فالوش کردم و اونم بک داد
چ کنم