2777
2789
عنوان

درددل و مشورت...

73 بازدید | 11 پست

من یک ساله عروسی کردم و سه ساله که با همیم. شوهرم خییییلی مرد خوبیه تو فامیل من و خودش همه عاشقشن. خیلی خیلی دوستم داره. بهم احترام میذاره و منم عاشقشم اما از لحاظ مالی یه حالم بده. خونه ما تو جنوب شهره. یه آپارتمان ۵۰ متریه که برا خودمونه اما خیلی قدیمیه و راهروهاش داغونن. شوهرم تلاش می کنه چند سال دیگه از اینجا بریم اما فعلا اینجاییم. موضوع اینه که تا بکی از فامیلا یا دوستام میان خونه مون من خجالت می کشم. حس می کنم تو دلشون منو مسخره می کنند که همجین زندگی ای انتخاب کردم. البته همسرم داخل خونه رو خیلی قشنگ باز سازی کرده اما خب به هرحال جنوب شهری و قدیمی بودن آپارتمان هم هست. بعضی وقتا حالم بد میشه. ناخودآگاه همسرمو پس می زنم و حتی به جدایی فکر می کنم.... حس می کنم حقم نیست دیگران بیان و ته دلشون بگن خداروشکر بچه های من از فلانی وضعشون خیلی بهتره

اینجا رو بده اجاره خودتونم جای دیگه اجاره کنید. ولی بنده خدا شوهرت همینم اول زندگی داره زحمت کشیده. قدرشو بدون. 

عرضه کردم دو جهان بر دل کارافتاده/ به جز از عشق تو باقی همه فانی دانست

خلاصه که نمی دونم چی کار کنم این حس از بین بره. می بینم دخترای فامیل با چه پسرای پولداری ازدواج کردند حسرت می خورم. می دونم همسر من تنها بوده و کسی رو نداشته دستشو بگیره و خودش همه کارارو کرده و اونا به واسطه خونواده هاشون انقدر موفقند اما حسم خیلی بده. فکر می کنم تا آخر عمر قرار تیست حتی یه بار حس کنم تو یه چیزی از بقیه بهترم

۱۵ سال عینک می‌زدم، صبح‌ها دنبال عینک می‌گشتم، تو مهمونی‌ها نگران خط عینک بودم و آرایش چشمم درست درنمی‌اومد… 🥺

واقعاً خسته شده بودم! 😩💔

تا اینکه پیش دکتر کیوان رضایی تو بیمارستان نور لیزیک کردم 💕

عملش انقدر ساده و راحت بود که خودم تعجب کردم! فقط چند دقیقه طول کشید و اصلاً درد نداشت 😍

الان بعد از ۱۵ سال، بدون عینک بیدار می‌شم، راحت آرایش می‌کنم، با بچه‌ها بازی می‌کنم و تو هر عکسی احساس زیبایی و آزادی می‌کنم ✨💖

واقعاً بهترین تصمیم زندگیم بود.

گفتم اگر کسی عینکی هست و دنبال دکتر میگرده از اینجا میتونه باهاشون مشاوره بگیره

اگه عاشق باشی تو خونه اجاره ای هم عاشق می مونی....مگه جرم کرده باز خوبه خونه داره...من خونم مرکز شهره کوچیکه و معمولی ده ساله...همه بهم گفتن برید بفروشید برید دو خواب ...اما من عاشق خونم هستم..

اینجا رو بده اجاره خودتونم جای دیگه اجاره کنید. ولی بنده خدا شوهرت همینم اول زندگی داره زحمت کشیده. ...

والا من خیلی بهش میگم ولی میگه اینطوری بدتر هرچی درمیاریمو باید بدیم اجاره با این قیمتا

اگه عاشق باشی تو خونه اجاره ای هم عاشق می مونی....مگه جرم کرده باز خوبه خونه داره...من خونم مرکز شهر ...

عاشق که هستم وگرنه اصن از اول قبول نمی کردم. اما این حس رو هم تو خووم نمی تونم از بین ببرم. 

خلاصه که نمی دونم چی کار کنم این حس از بین بره. می بینم دخترای فامیل با چه پسرای پولداری ازدواج کردن ...

مسعله همون حسی هست که داری... چرا میخوای از بقیه بهتر باشی؟انسان باید برا زندگی تلاش کنه ولی نباید به خاطر مردم زندگی کنه. تلاشش برا خودش باشه. شوهر من پدرش دستش رو گرفته، البته دستش درد نکنه ولی منتش رو سرمونه. 

عرضه کردم دو جهان بر دل کارافتاده/ به جز از عشق تو باقی همه فانی دانست
والا من خیلی بهش میگم ولی میگه اینطوری بدتر هرچی درمیاریمو باید بدیم اجاره با این قیمتا

حق داره، اجاره خونه زیاده.  اجاره بدی نمیشه پس اندازم کرد

عرضه کردم دو جهان بر دل کارافتاده/ به جز از عشق تو باقی همه فانی دانست
مسعله همون حسی هست که داری... چرا میخوای از بقیه بهتر باشی؟انسان باید برا زندگی تلاش کنه ولی نباید ب ...

نمی دونم. شاید باورت نشه تو محل کارم‌ نمیگم خونه مون کجاست. بابتش خیلی غمگینم

نمی دونم. شاید باورت نشه تو محل کارم‌ نمیگم خونه مون کجاست. بابتش خیلی غمگینم

هممون کم و بیش این حس رو داریم یا تجربه کردیم. کلا آدم ایزاد این طوره. مستاجر باشه میگه صاحب خونه شم حتی کوچیک و قدیمی... خونه کوچیک داشته باشه میگه بزرگتر... خونه بزرگ داشته باشه میگه محله بهتر.. محله بهتر میگه حالا باغ و ویلا بگیریم و...ولی به خاطر این فکرها شوهرتون رو پس نزن. إن شاالله با هم زندگیتون رو میسازن یه روزی به امروز میخندی

عرضه کردم دو جهان بر دل کارافتاده/ به جز از عشق تو باقی همه فانی دانست
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

باورتون میشه

narenji400 | 24 ثانیه پیش
2791
2779
2792