2777
2789
عنوان

خواهرشوهرم

491 بازدید | 26 پست

خیلی زن زرنگی هس و ادما رو هم خیلی خوب میشناسه تو بله برون منو دید به شوهرم گفته بودم دختر بی حاشیه ای هس و حرف دربیار نیست تو روز عقدم میخاس با ما بیاد خونه من تعجب کرده بودم البته بچه مریض داره 

بعد  خیلی دیر دیر میاد خونه مادرش و مشگل با شوهرش م داره که شوهرم هیچوقت ب من نمیگه چه مشکلی دارن تازگی ها مادرش دستش شکسته و نمیاد بهش سر بزنه میخوام بفهمه من خیلی ساده م نیستم چیکار باید بکنم که ازم حساب ببره من روز عید بهش زنگ زدم تبریک گفتم در حالیکه من تازه نامزد بودم 

الان ناراحتی از اینکه باهات خوبه😐🤦‍♀️؟!

اگر مذهبی افراطی هستید ریپ نزنید نظر منو نظرات من طبق دین نیستن شامل همه انسان ها میشن البته از نظر خودم ممنون😆الان دیگه کاربری دست خودمه فقط(رها)🥰6 اسفند 1402 بهترین تاریخ زندگیم بود پسر عزیزم دنیامو شیرین و رنگی کرد😍❤️

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

خب چرا میخوای خودتو تو کاراشون قاطی کنی 

اونا بینسون هر جوریه کارسون نداشته باش زندگیتو بکن

انشالله خدا دامن همه منتظرارو سبز کنه یدونه براشون صلوات بفرستین🙃منم منتطر بودم خدا بهم یه تو دلی داد برا سالم و صالح بودن نی نی منم دعا کنید وصلوات بفرستین 

مگه باید ازت حساب ببره؟

خب هر کدوم زندگی خودتونو دارین حالا اون به تو گفته بی حاشیه تو به اون میگی زرنگ. نظره دیگه مگه از رو قیافه میشه نظر داد 

به نقل از آیت الله العظمی اراکی: زمانی در ایران هر جا آتش روشن میکردند مردم برای بردن زغال گداخته و روشن کردن کرسی، تنور یا منقل به آنجا میرفتند در ماه خداییِ محرم، در نزدیکی خانه یک زن بدکاره، هیئتی به پا شده بود. زن هم برای بردن آتش به محل رفت و سوال کرد زیر دیگتان روشن است؟ آتش میخواهم.  گفتند بله برو بردار. زن سمت دیگ رفت، و دید آتش خاموش شده خم شد و به هیزمها فوت کرد. مقداری از خاکستر به چشمش پاشید اما ادامه داد تا جایی که هیزمها دوباره روشن شدند. همان اندازه که میخواست برداشت و رفت.اما...همان شب خوابی دید . او دید چند نفر به گردن،دستهاو پاهایش غل و زنجیر بسته و میبرند تا عذابش کنند و هرچه فریاد میزد شما را به خدا ولم کنید کسی گوش نمیداد . زن،بانویی دید که از دور به آنها نزدیک میشد. مأمورهای عذاب با دیدن بانو زنجیرها را رها کردند. بانوی بزرگوار ایستادند و فرمودند چرا میبردیش. گفتند چون بدکاره و فاسد است . بانو گفت نههه... او نگذاشت آش نذری مجلس حسینم خراب شود ... دیگ را روشن نگهداشت. او بخاطر حسینم چشمهایش اذیت شد بخاطر حسین من رهایش کنید ....زن با ترس بسیاری وحشت زده از خواب بیدار شد و مدام با گریه و زاری از حضرت مادر، زهرای اطهر علیهاالسلام، کمک میخواست تا یاریش کند برای پاکدامنی.او همان زن انگشت نمای شهر، توبه کرد و با یاری حضرت زنی مومنه شد تا جایی که هر زمان و هر کجا روضه ای برای حضرت ارباب به پا میشد دنبالش میرفتند و او را دعوت میکردند.  و با اولین جمله روضه خوان " السلام علیک یا ابا عبدالله" زن به شدت گریه میکرد و شیون جانسوزش بلند میشد  جون و زندگیم فدات یا حضرت حسین علیه السلام که در ❤ خدایی و رضای تو رضای پروردگارمه   تو بحث کردن دانش و ادب مهمه

ببخشید اولیا حضرت که ازتون حساب نمیبره .چه کاری زشتی میکنه بی تربیت

  ❌نزار کسی بهت بگه که�❌ چکار کنی و نکنی!!                   خصوصا کسایی که ازت عقب ترن! و ارزوشونه به جایگان تو برسن! به خودت  🌠 🌌  به غریزت   🦋🍁 اعتماد کن🫂   و کاری که باید رو انجام بده�🌀تو فقط یکبار زندگی میکنی و این وظیفه توئه که به بهترین شکل زندگی کنی:)🌬💎
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2838

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

کنکور ریاض

asraaaaaa1 | 25 ثانیه پیش
2834
2835
2108