خب به شوهرش بگه اگراضی نیست ... من خودم اصلا رااااضی نیستم بره ...ولی برادرشوهرم اصرار داره چیکار کنم به زور جلو بچم گرفتم ی بار انقد بچه گریه کرد که اخرشم برادرشوهرم دید درو قفل کردم از رو دیوار اومد درو باز کرد برا بچه...انسانن از آهن ک نیستن دیگ دل دارن مگبچه حالیش میشه شما روی خودت کار کن ک بچها ی جاریت میبینی حرص نخوری
بچه آن دیگگناه دارن حرف ک نمیفهمن ...الان دخترم میفهمه میگم مامان نرو زشته شاید میخان جایی برن و فلان متوجه میشه میگ باشه ولی پسرم ک ۳ سالشه هرچی بگمنمیفهمه