یه مسئله ای واسم پیش اومد خودم خونوادم همسرم فامیلام و ..... پشتم بودن یعنی مسئله خاصی نبود ولی 1000نفر بود ک بهم کمک کنه یه دوستم ک خیلی ساله باهمیم و ارتباطمون خیلی زیاده و کلیییی بهش کمک کردم و همیشه خودش و همسرش ازم تشکر میکنن داوطلب شد واسم انجام بده اون مسئله رو خیلی مخالفت کردم در حدی که گریه کرد گفت تو منو قابل نمیدونی حین گریه همسرش گوشیو گرفت گفت ابجی تورو خدا بذار انجام بده یکم از زحمتامون ک گردنتونه جبران بشه خلاصه منم قبول کردم (دلیل قبول نکردم این بود ک دوست هرچی ک باشه غریبس ب هرحال) این واسم انجامش داد کلا 1 روز وقتشو گرفت بعدش اومد خونم من حالم بد بود اومد گفت خیلی ناراحتم خیلی اعصابم خورده میدونی به خاطر کاری ک واست انجام دادم شوهرم سرم منت میذاره 😐😐😐😐
از اون روز باهاش سرد شدم به نظرتون حق دارم اینجوری بشم؟؟؟؟دیگ نمیخوام باهاش در ارتباط باشم چون تو این سالا من کلی هواشو داشتم
با توجه ب این ک خیلی مانع شدم ولی خودش اصرار کرد
از این بدم اومد ک سرم منت گذاشت
دوستیمون 20ساله بود