من ی شب تو خواب دیدم یکی اومد تو خوابم دستمو گرف گف خواهرشوهرت فردا دعا میاره تو خونتون اونارو بگرد پیدا کن ب این ماه عزیز قسم خدا شاهده راست میگم صبحش زنگ زدم ب دعانویسه گف میدونم خودم اومده بودم تو خوابت ما طبقه بالای مادرشوهرم مینشستیم فردا من رفتم پایین رفتم تو اشپزخونه چای بریزم انگار یکی بهم گف زیر کابینتو نگاه کن نگاه کردم زیر کابینت ی دستمال کاغذی بود توش ی دعا بود زود برداستمش بردم بالا روش نوشته بود ب لباس فلانی بپاشید بعدش عکسشو واسش فرستادم باطلش کرد