من اصلا بنده خوبی نیستما ولی در حد حق الناس میتونم بگم مسلمونم
نماز روزه ام لنگ میزنه
با بچع م تنها زندگی میکنم
شوهرم معتاده و با ما نیست من خودمم معلمم .اما حقوق معلمی کفاف زندگی مستاجری نمیده انقدری ک سه روزه غذای درستی نخوردم ولی بع پسرم میرسما فقط خودم تحریمم
بعد دیشب انقدر گریه کردم اصلا ننیتونستم از استرس بخوابم این روزا انقدر روم فشار بود ک فقط میخواستم خودکشی کنم
چون هیچیییی پول نداشتم حقوقم نمیدادن بی پدرا
خونه بابام نموندم چون مامانم در کمال سنگدلی منو انداخت بیرون و جلو همه اشک میریخت ک من خودم رفتم ولشون کردم
صبح دیدم تو وات یه داداشم پیام داده و گفته هر کمکی خواستی رو من حساب کن خلاصه طولانی نوشته بود
البتع این داداشم همیشه در حد حرفه ها ولی خب بازم حالم بهتر شد
باز ظهرش اون یکی داداشم یهو برام پنج تومن فرستاد بدون ک بهش بگما
تازع قبلا هم پنج تومن ازش قرض کردم هنوز نتونستم پس بدم
احساس میکنم هر دوتاشون دیشب خوابمو دیدن🤣🤣🤣