2777
2789

الان یک هفته هست خونه مامانمه بهش زنگ زدم بیا پیشم و..‌‌... ولی دوباره مثله مهمون رفت اصلا منو باباش رو دوست نداره دل تنگمون نشدهه مامانم میخواست بره پیشت خواهرم و مادرم داشت گریه میکرد و مجبور شدن دوبارهه با خودشون ببرن 

بنظرتون دلیل این حجم از دوست نداشتنش چیه من تملمه عمرمم و پولم و..‌‌‌... براش گذاشتم ولی اون از من فرار میکنه این یک هفته حتی یک بارم دلش برام تنگ شد حتی ی بارم بهونه نگرفت و گریه نکرد 🥲🥲

ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.

من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.

این شمارش: ۰۲۱۲۴۵۰۱۰۰۰

اینم لینک دریافت نوبت ویزیت آنلاین رایگان

بچه ات مستقله منم همینطور بودم هفته به هفته خونه خالم میموندم مدرسه اردو بردنی اصلا دلتنگ نمی‌شدم ولی مادرم چند بار زنگ میزد و نگران میشد

هیچ وقت به آدما نگید"چرا اینقدر میخوابی؟""چرا انقدر جوش میزنی""چرا انقدر چاقی"تا کی میخوای درس بخونی""چرا برای چندرغاز میری سرکار؟""این همه تو خونه میمونی که چی بشه"و....  شایداون بین پریدن از یه ساختمون ۲۰ طبقه ، و بیخیال شدن از کاری که سالهاست براش تلاش کرده ،درس خوندنی که پر از فشار عصبی،فعالیت بدنی که نتیجه رو نمیبینه، بیماری که هر روز باهاش دسته و پنجه نرم میکنه و جنگی که راجع بهش با هیشکی حرف نمیزنه و سعی میکنه پیروز بشه ،.ویه حرف شما ممکنه اون لیوان صبری که با چنگ و دندون نگهش داشته...لبریز بشه.                                      ساعت ۱ بامداد ۹/۲۵ نی نی ام از پیشم رفت🖤😔💔                
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز