الان یک هفته هست خونه مامانمه بهش زنگ زدم بیا پیشم و..... ولی دوباره مثله مهمون رفت اصلا منو باباش رو دوست نداره دل تنگمون نشدهه مامانم میخواست بره پیشت خواهرم و مادرم داشت گریه میکرد و مجبور شدن دوبارهه با خودشون ببرن
بنظرتون دلیل این حجم از دوست نداشتنش چیه من تملمه عمرمم و پولم و..... براش گذاشتم ولی اون از من فرار میکنه این یک هفته حتی یک بارم دلش برام تنگ شد حتی ی بارم بهونه نگرفت و گریه نکرد 🥲🥲