بچها ما یه ١٠ ١٥ تومنی از مادرشوهرم قرض کردیم ...بخدا چندبار جلو جاریم گفت پول دادم بهشون ,بعد بلند بلند جلوش گفت کدوم مادر شوهراین کار میکنه,هرروز زنگ میزنه واسه پولش هرروزاااا میگه پولم بدید مریضم ومیخام عمل کنم بعد اون روز زنگ زد گفت بیمارستان هستم بااه و ناله هم میگفتا میخام کتفم عمل کنم پولم بدید م...منم بخدا ب شوهرم هی میگفتم پولش بده گناه داره بعد دوروز بعد اومد خونمون گفتم مگه نوبت عمل نداشتی گفت دکتر گفته ن نیاز ب عمل نداری دست کرد گردنش گفت ببین این زنجیرکلفت حالا خریدم از پولی که طلب داشتم ...😔بچها من بابدبختی پولش جور کردیم کرایه نشین هستم دستمون هم خالی بود کاش درکمون کرده بود ...( جوونم هم هستا پیر نی)