2777
2789

دیشب برقارفتن من تنهاخونه بودم اندازه3ساعت برقارفتن این آخراحس کردم یکی پریدتوحیاط ومنم دروایناروقفل کردم دوستان گفتن توهم زدی امااخساس کردم سایه توحیاط دیدم که پشت تانکرآب بود

 یه معتادهبوده که  توکوچه دویده پلیس افتاده دنبالش دیوارحیاط ماکوتاه بودع واینم پریده بودتوواومده بودپشت تانکراب قایم شده بودفقط نمیدونم جواب کدوم کارخوبموگرفتم دیشب که نیومددرخونه واینافک کرده بودمانیستیم فقط اومده بودقایم بشه تااوضاع سفیدبشه دست برقضاهمسایه میبینه که یکی پریده توحیاط وزنگ زدن به صدوده به یکدفعه دیدم توحیاطمون شددادوبیدادجرات کردم واومدم بیرون ودیدم پلیسه فقط خدامیدونه چقدربدنم لرزیده دیگه به شوهرم زنگ زدم واومدپیشم اماخیلی ترسیدم رفتم سرم زدم واومدم فقط خدابهم رحم کرده تاالانم درگیربودم کلانتری گفتم صبرکنیدپدرم میادباهاتون صحبت میکنه

اره عین همین خونه مادرشوهرم پیش اومد 

𓆃ایران زمین𓄂      "نخستین گام برای از میان برداشتن یک ملت، پاک کردن حافظه آن است. باید کتاب‌هایش را، فرهنگش را و تاریخش را از بین برد. بعد کسی را گمارد که کتاب‌های تازه‌ای بنویسد، فرهنگ تازه‌ای جعل کند و تاریخ تازه‌ای بسازد...”.ملت هارا از تاریخشان دور نگه دارید در این صورت راحت کنترل میشوند. تاریکاندیشان می‌خواهند زنان را درسیاهینگه دارند ؛آن‌ها ازروشنشدن ذهن زن می‌ترسند؛چون می‌دانند زن بداند، به کودکش هم یاد خواهد داد ... *من خود اندوهگین نیستم اندوه عالمم، سرزمینی در سینه ام گریه میکند*

راستش یه جایی خسته شده بودم از اینکه هر رژیمی می‌گرفتم یا سخت بود یا وزنم برمی‌گشت. آخرین چیزی که امتحان کردم رژیم فستینگ دکتر کرمانی بود و تو ۲ ماه ۱۰ کیلو کم کردم، بدون احساس گرسنگی. مهم‌تر اینکه نه صورتم لاغر شد نه ریزش مو گرفتم.اگه خواستین، یه سر به سایتش بزنید و رژیم فستینگش رو ببینید.

عزیزم چقدر سخت گوشی رو اخر شارژکردی

از خانه قدم به دنیای بیرون بگذارید در حالی که زنانگی تان پشت در جامانده است، تا انسانی در جمع حضور یافته باشد و اندیشه و گفتار و رفتار او مورد توجه و احترام قرار بگیرد نه جلوه‌های زیبای جسم و زنانگی‌اش.(امام موسی صدر)                                                                            

دلم برا معتاده سوخت از پلیس فرار کرد گیر پلیس افتاد

معبودم ... 🤲ای راهگشا در تاریکی ها...با کلید اجابتت ...قفل های درونم را باز کن...با تو که باشم، در جاده های تردید،...دستان توانای تو را میبینم ...قلبم در آسمان عشقت ...به پرواز در می آید واز شراب شیرین عرفانت مینوشم ..با تو در آغوش کرامتت ...ساکن میشوم ...با تو هیچ جاده ی پر پیچ و خمی وجود ندارد ...با تو دلم به عطر یاس های برکتت معطر میشود ...تو در جاده های خشکسالی ...تشنگی ام را به برکت نگاهت سیراب میکنی ...خدایا ! هر لحظه شکرت که کنارم هستی و مرا به غیر از خود وا نمیگذاری .
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

💔💔

الهه_گیتار | 6 دقیقه پیش
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز