من دارم جدا می شم
مادرشوهر سابقم با شوهرش دخترش میان در مهدکودک پسرم هی اذیت می کنن اخه جرعت نمی کنن بیان در خونن چون دادشم خونس
می گن برگرد رشید (شوهر سابقم)
اشتباه کردن جونی کرد تو گذشت کن هی می گن بخاطر بچه هات که بی پدر بزرگ نشن برگد هی دست پسرم می گیرن می گن به خاطر این بچه برگرد از پسرم می پرسن دلت برای بابات تنگ نشد ؟ منم نمی خوام بیشتر از این بچه ام آسیب ببینه می خوام مهدکودک شو عوض کنم ولی آخه خیلی به دوستاش وابسته است می توسم ضربه ببینه
بابام نمی زاره برم شکایت کنم چون مادرشوهر سابقم عمه هم هست می گه باهاش حرف می زنم تا حالا چند بار خرف زد ولی فایده نداره اونا باز می یان
حالا به نظرتون من با این شرایط چرا کنم؟
لطفا نگید برگد