من ۱۹سالنه از ساعت۷ صب بیدار میشم و کارامو میبینم ۸ از خونه میزنم بیرون تا ساعت یک میرم سره کار ۱ونیم میام ناهار میخورم ی چرتی میزنم ساعت ۲ورب میرم دوباره سره کار تا ساعت ۸ شب
ولی موقه هایی ک میام خونه........چشمتون روزه بد نبینه فقط جنگ و دعوا با مامانم میرم بغلش میکنم هولم میده سرم کلی داد میزنه گیر علکی میده مثلا همین چن دیقه پیش همبرگر خریده بود دیدم خیلی تنده ی نقدارشو نهوردم کفتم بعدا میام میخورم الان رفتم ک بخورم گفت ک الان چرا داری میخوری گفتی چن دیقه دیگه میخورم ک کلی غرررر زد داد کشید گفت اگ میخواستی بخوری لشتو همون ادل میخوردی دیگه چن دیقت الان بود؟؟؟ دوباره اومدم تو اتاقم
ظهر ک از سره کار اومدم رفتم اشپزخونه در یخچالو وا کردم داد زد سرم گفت چی میخوای از جون بخچال بیا بشین دیگ
بهش میگم چرا سرم داد میزنی میگه خونه ک کسی نیست سره کی داد بزنم
بخدا خستم از دستش