بچه ها خیلی عجیب غریبه یکی بیاد تحلیل کنه واسم اول این تاپیک رو بخونید بعد اینجارو بخونید
امروز صبح از خواب بیدار شدم دوباره خوابم برد همون صبح خواب دیدم رفتم حرم امام رضا از یکی ادرس میپرسم بعد واقعا رسیدم به حرم من 12 ساله نرفتم ولی عین واقعیت بود الان ک مینویسم انگار واقعا صبح اونجا بودم
تا خود گنبد چندین در چوبی بود ک به یکیش که رسیدم خودش باز شد دره و رفتم داخل
و زیارت میکردم تو حیاط رو به رو گبند بود ...
تا اینکه داخل حرم رفتم همه نشسته بودن یه خادم هم بود برای اونجا بود سه نفر دیگه بودن که منو میشناختن ولی من نمیشناختمون صورتشون پیدا نبود اون خادمه از توی یک چیزی غذای ک تو خونه درست کرده بود داد به اینها بخورن و منم خیلی گرسنه بودم به من ندادن یکیش تعارف زد گفت بیا بخور اونها اخم کردن منم گفتم ن نمیبینی چجوری قیافه گرفتن پاشدم با دل ناراحت رفتم یهو یکی گفت نگران نباش الان غذای حرم بهت میدن به جای غذای خونگی فکرمیکنم غذا رو دادن و از خواب بیدار شدم یا ندادن رو نمیدونم اما اون صدائه بود ک میگفت غذای حرم بهت میدن ب جای این غذا
دلیل این خواب و اون اتفاق تو تاپیک چیه من اصلا تو فکر هم نبودم این خوابو دیدم