سلام من قرار برم خونه ی مادر شوهرم زندگی کنم یه واحد جداست ولی برای مادرشوهرم، یهو مادرشوهرم تصمیم گرفت دو دنگ از این خونه رو داد به من دو دنگ هم جاریم، جاریمم خیلی قیافه بگیر و تیکه بنداز ، من اصلا به اون خونه حس خوبی ندارم از اولم برای این راضی شدم برم توش زندگی کنم که اجاره ندم اما حالا تعمیرات خونه هم ۱۰۰ میلیون میشه ، برای تعمیرات همسرم داره وام ودیعه مسکن برمیداره ، حالا این جوری باید قسط اون وام رو هم بدیم خیلی گیر کردم واقعا دیگه اون خونه هیچ مزیتی نداره از طرفی بابام از اول شرطش خونه بود یه خونه ای که ۶ ، ۷ سال توش بشینیم. حالا اگر بخوام اون جا نرم بابام جنگ راه میندازه خیلی احساس بیچارگی میکنم موندم چی کار کنم شما بگید چه کاری بهتر؟
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
نمیدونم چرا تهش باید همیشه حرف باباها درست در بیاد من پارسال سر یه موضوعی با بابام کَل کَل داشتم و ...
ولی همسرم فوق العاده مرد خوبی ، ازش تا حالا بدی ندیدم یه سال نامزدیم دو سال قبلش هم دوستی داشتیم از انتخابم پشیمون نیستم ولی تو این مورد خیییییلی تحت فشارم