بچها من قبلا تو یه خونه یه خوابه زندگی میکردم حالا یه خونه دوتا خوابه بزرگ با سالن بزرگ گرفتم وسایل ب اندازه کافی ندارم بچینم حالا اون روز همسایه اومده میگه چرا خونت خلوته اینو بچین اون بچین بعد دیشب زن داداشم مهمون بود مییگه وای چ خلوت اینو بخر اونو بخر کل جهیزیت همینه!!
یه بیداری دقیقا عین یه کابوس،مثل گشتن تو تاریکی و بی فانوس،میچرخم تو حباب انتظار تو،مثل ماهی و تنگ و وهم اقیانوس....زندگیم سوخت ...جسد آرزوهام مونده روی دستم...خوشبحالت زندگی کردی💔ولی من نه نتونستم😔
دخترک له له کنان در حال رفتن به نانوایی بود .ادامسش رو تف کرد روی زمین .دم نانوایی دید اسکناسش نیست راه رفته را اینبار ارام برگشت روی زمین چشمش دنبال اسکناسش بود نزدیک ایستگاه اتوبوس اسکناس زیر پاشنه کفش خانمی بود ایستگاه شلوغ بود تا خواست جلو برود و به خانم بگوید پولم زیر پای شماس خانم سوار اتوبوس شد پول هم با کفش خانم رفت .اسکناس با ادامس به ته کفش خانم چسبیده بود 😐😐😐