وقتی پیش هم باشیم خیلی دوست میشه جوری که صدا کر کرمون کل شهرو پر میکنه اما امان از روزی که پیش طایفه شوهر دعوت باشیم... یه شام میریم خونه زندایی شوهر مثل غریبه ها میره و میاد حتی جواب سلامم رو بزور میده بعدم میره میشینه پیش اونا کر و کر!
کلا اعصاب برام نمیذاره آخه یکی بگه چرا؟
مال یه سال دو سال نیست هر روز همین بساطه