بچه ها دیشب که شب قدر بود خودم و بچه ام نشسته بودیم تو خونه و دعای جوشن میخوندیم وسط دعا بودیم همسایه که آشنای درجه یک هم هست بدجور دلم رو شکست با حرفاش وبا سرصداهاش ترس و لرز و اضطراب انداخت تو جونه بچم همون موقع از ته دلم نفرینش کردم ولی دیشب تا حالا اشکم بند نمیاد و دلم آروم نمیشه شماهم از طرف دله من لعن و نفرینش کنید...الهی آه دله شکسته ام بگیردش😢😢