2777
2789
کاربرا چرا ترکوندن

واقعا ی عده درک ندارن 

تا یکی تاپیک میزنه میخوان کارآگاه بشن ی سوژه پیدا کنن بگن داستان 

نمیدونن شاید یکی فقط همین سایت رو داشته ک شخصی ترین چیزا رو بگه وگرنه اینهمه تهمت و قضاوت ب جون نمیخرید بیاد اینحا بگه

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

رفتن رستوران بدش اوختی ب حمید ک شوهرش هس گف نیدونم یچی میخایی بگی بگو چی میخایی بگی اونم گف ک ت خیلی خوبی من انقد اذیتت کردم هیچی نگفتی اصن دلم برات سوخت

رشد کردم ولي فهمیدم باید یا خودکشي بکنم یا کشته بشم
این که بدتر شد فهمید پشتوانه نداره 

اره والا من دیدم شوهرش از دلسوزی و ترحم حرف میزنه نه از دوست داشتن نمیدونم چرا اوختی خوشحال بود! من متنفرم یکی بهم ترحم کنه و از سر دلسوزی بخواد باهام زندگی کنه

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز