2777
2789
عنوان

عصبانیت

64 بازدید | 12 پست

سلام بچه ها 

من ۱۸سالمه و خیلی زووود عصبانی و ناراحت میشم و بشدت استرس و اضطراب دارم سر هر چیز الکی و از بچگی اینطور بودم قبلا هم سابقه افسردگی داشتم یه تایم کوتاهی، خیلی زود اشکم درمیاد وگاهی هم از شدت عصبانیت و ناراحتی دستام میلیرزید که دیگه دائمی شد اغلب مواقع حتی تو حالت عادی هم این اتفاق مدام میوفته برام، که البته درد دست و پا هم طوری که بعد از یه ناراحتی به زور راه میرم و دستامو تکون میدم و از دردشون نمیتونم بخوابم برام اتفاق میوفته، خیلییییی دکتر رفتم و تراپی هم رفتم، ولی ول کردم، دیگه دوست ندارم دکتر برم، خسته شدم، با خانوادمم نمیتونم درمیون بزارم دیگه، چون سریع میگن دکتر، میخواستم بدونم کسی مشکل منو داشته خودش یا اطرافیانش که بدون دکتر حل شده باشه؟خسته شدم از این وضعیت.... 

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

منم همینطوریم تا وقتی حالم خوبه که هیچی وقتی مضطرب میشم یکی از دستم انقدر درد میگیره و تیر میکشه و ا ...

منم قبلا فقط یکی از دستام بود، اما الان کل بدنم، طوری ک دیگه میوفتم رو تخت تا چند روز بزور تکون میخورم و حالم بده، خیلی میترسم مه دائمی بشه

تو تراپی باید صبور باشی  اگه میبینی اصلا فایده نداره روانشناستو عوض کن

همینکارم کر م، الان ۶ساله، حتی شهرهای اطراف، اما بعد یکی دوجلسه زده میشم،کلا اسک دکتر و تراپیست میاد استرس میگیرم

منم قبلا فقط یکی از دستام بود، اما الان کل بدنم، طوری ک دیگه میوفتم رو تخت تا چند روز بزور تکون میخو ...

وقتی نتونی استرستو درمان کنی خودشو به صورت بدنی نشون میده بهترین کاری که میتونی انجام بدی همون مشاوره رفتنه اصلا ولش کن 


همینکارم کر م، الان ۶ساله، حتی شهرهای اطراف، اما بعد یکی دوجلسه زده میشم،کلا اسک دکتر و تراپیست میاد ...

خب اولش طبیعیه اولش استرس میره بالا اصلا حالت بد میشه چقد از روانشناسی بدت میاد ولی همه اینا بخاطر اینه که دلیل اون استرس رو داری میفهمی هی مقاومت میکنی که بری 

تو که تست کردی یکیشونو که بنظرت با سواد اومد انتخاب کن درمانتو با همون ادامه بده 

با یکی دو جلسه که نمیتونه بفهمه چی تو ذهنت میگذره

منم قبلا فقط یکی از دستام بود، اما الان کل بدنم، طوری ک دیگه میوفتم رو تخت تا چند روز بزور تکون میخو ...

باید باخودت آشتی کنی  خشم زیادی داری منم همینجوری بودم سریع به همه میپریدم، باهرچیزکوچیکی عصبی میشدم. سردردعصبی زیاد داشتم. زودم گریم درمیومد. حرفای دیگران روم تاثیرشو میذاشت و ازشون بدم میومد و...

الان حالم خوبه خیلی خوب شدم دیگه عصبانیتی وجود نداره اگرم ب ندرت عصبانی شم زود اروم میشم

تراپی رفتم اما جواب نداد بعدش خودم آزمون خطا کردم تا یادگرفتم باید چیکارکنم

راهش سخته خیلی سخته یه مدت اذیت میشی چون باید باخودواقعیت روبه رو بشی باید قبول کنی تو زندگیت چیا گذشته و چه ویژگی ای داری 

اما خوب میشی فقط اراده کن و راه درستو خودت جلو برو کم نیار 

باید باخودت آشتی کنی  خشم زیادی داری منم همینجوری بودم سریع به همه میپریدم، باهرچیزکوچیکی عصبی ...

اما چطوری، خیلی تلاش کردم بیخیال باشم اما نمیتونم، مدام خود سرزنشی دارم،بعضی وقتا بهاطر اتفاقی که مثلا ۱٠سال پیش افتاده مدام با خودم کلنجار میرم،روانشناس هم که فقط تمرین میدن، یا میگن وقتی بهش فکر میکنی زود برو تو جمع، یا مثلا فیلم ببین،هرکاری میکنم از فکرم در نمیان،خیلی ناراحتم

اما چطوری، خیلی تلاش کردم بیخیال باشم اما نمیتونم، مدام خود سرزنشی دارم،بعضی وقتا بهاطر اتفاقی که مث ...

من بهت دقیقا برعکسشو میگم. تو خلوت بمون و خوب فکرکن تو گذشته ها برو و دقیق به یادت بیار

ببین چرا اون اتفاق اذیتت کرد؟ هی بپرس چرا تا به اصل موضوع ناراحتیت برسی. اونوک پیدا کنی میشه کلیدت برای درمان . مثلا تو بچگی فلانی بهم گفت خنگ خب من چرا عصبانی شدم؟ چون خنگ بده. چرا خنگ بده؟ چون مامان گفته خنگا بی استفادن، چرا از بی استفاده بودن بدم میاد؟ چون اینجوری کسی دوسم نداره. چرا از اینکه کسی دوسم نداره بدم میاد؟ چون میترسم تنها بمونم حالا چرا میترسم تنها بمونم؟ چون فکرمیکنم خودم تنها نمیتونم تز پس خودم بربیام... اینجا رسیدیم ب اینکه من خودمو باور ندارم و میخوام بقیه رو راضی نگهدارم تا کنارم بمونن پس نباید خنگ و بی استفاده و... خطاب بشم


ببین این مسیری ک نوشتم همینجوری بود برای خودم نیست و جواب هاشم ثابت نیستن تو باید جوابیو بنویسی که تو ذهنت میاد و اون جوابی که داره احساستو تحریک میکنه رو بنویس و دوباره بپرس چرا؟

ممکنه یه وقت واسه یکی از این سوالا چندتا جواب داشته باشی خب اوناروهم جدا جدا باز ریز کن و ادامه بده 


حوصله داشته باش خوب فکرکن به سوالا شاید حتی چیزی به ذهنت نیاد ول کنی بری دوساعت بعد برگردی ممکنه وسطش گریه کنی . هرجور هست ادامه بده حتی اگر چندروز فقط یه اتفاق طول کشید بازم ولش نکن و ادامه بده


اون کلید همه ی اتفاقا رو جدا و واضح تو یه برگه ی دیگه بنویس درنهایت مثلا بعد یکماه میبینی ۷،۸ تا کلید کنارهم داری ممکنه چندتاشم مثل هم باشه مثلا بخاطر اینکه خودتو دوس نداری چندین اتفتق مختلف ناراحتت کرده باشه


تاوقتی ب اونجا رسیدی انجام بدی بعد بیا تا مراحل بعدو بگم بهت

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز