اره قشنگم میدونی ما یک سال و نیم قبل عقد با هم رفت و آمد داشتیم بعد اینقدر باهم تفاهم داشتیم و همدیگر رو دوست داشتیم که من هیچ احساس نمیکردم همسرم ده سال از من بزرگتره ( من ۲۶ همسرم ۳۶) با اینکه همه مطالب روانشناسی و خود مشاوران به این نکته اختلاف سن کم تاکید داشتند چون خودمم تفکر و روش زندگیم پخته تر از هم سن و سالام بود هیچیاز این اختلاف سن احساس نمیکردم. بابامم خیلی تاکید داشت که اختلاف سن خیلی مهمه حتی اگر عاشق اون آدم و بهترین براش باشی باز هم توی زندگی رسوخ میکنه و خودشو نشون میده هاااا !
من الان خیلی حس میکنم! کلی شیطنت ها و ذوق ها رو دارم کلی شور و نشاط هایی رو دارم که همسرم ازشون گذشته و براش عادی تر شده در واقع به پختگی و ثبات اون مسائل رسیده و درک من براش سخته که در عین دوست داشتنش واقعا دشواره برام.
هر چند در دنیا هر چیزی مطلق نیست و استثنا هایی داره مثل همین اختلاف سن ولی در کل سنین نزدیک به هم بیشتر دنیای هم رو میفهمند.❤❤🌺