اجازه تنها بازار رفتن ندارم الا وبلا باید خودش باشه حالا بش میگم بازار میوه رو لااقل به من بگو باهات بیام میگه نه اونجا همش گل وکثافته تو حساسی فکر میکنهکاونجا زنه وشلوغه ولی خلونه کلا بهانه میاره منو نبره همیشه ترجیحومیده تنها بره همه جا غیر ازمهمونی فامیل البته
ایشون متوحه شدم به خانمها نگاه میکنه باتوجه به سختگیری که رو من داره لااقل باید چشمشو نگه داره به خاطر همین میخوام بازار باش بیام چون اعتماد ندارم بش